زیباترین ها

زیباترین مطالب و عکس

دیوانه

برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستان‏‎های روانی رفتیم.

بیرون بیمارستان غلغله بود. چند نفر سر جای پارک

ماشین دست به یقه بودند.


چند راننده مسافرکش سر مسافر با هم دعوا داشتند

و بستگان همدیگر را مورد لطف

قرار می‏دارند

وارد حیاط بیمارستان که شدیم، دیدیم جایی است آرام

و پردرخت. بیماران روی نیمکت‎‏ها نشسته بودند

و با ملاقات کنندگان گفت‏‎وگو می‏‎کردند.

بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت:

من می‏‎روم روی نیمکت دیگری می‏‎نشینم که شما

راحت‏‎تر بتوانید صحبت کنید.


پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود. بیماری پروانه را

نگاه می‏کرد

و نگران بود که زیر پا له شود.


آمد آهسته پروانه را برداشت و کف دستش

گذاشت تا پروازکندو برود.

ما بالاخره نفهمیدیم بیمارستان روانی

این‏‎ور دیوار است یا آن‏‎ور دیوار

 

چشم های نا یافتنی جمعه یازدهم دی ۱۳۹۴ 3:17
درباره من
زیباترین ها
موضوعات
امکانات وبلاگ
© زیباترین ها